حیران

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
دیوار میکشم دور خودمبلند بلند!
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

رمز عبور:

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
حدودای بیست سال پیش اینو نوشته بود رو مقوا و داده بود به عشقش به هوش بودم از اول که دل به کس نسپرم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم.... نشسته بودند تو کوه.ساعت 5 صبح.موهاشو از تو صورتش میزد کنار.خوبی کوچولوی جذاب؟ خوبم... عاشق موهاتم...موهای فر و با هویتت.موی صاف هویتی نداره.مثل یه ورق سفیده که
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

رمز عبور:

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
تازگی ها احساس میکنم همیشه یک اگاهیی عجیبی به اتفاقات دارم.یک جوری که هیچی رو خیلی جدی نمیگیرم انگار فهمیدم که همه چی تموم میشه.....باعث میشه تو اوج خوشحالی یا ناراحتی یک جور ترس یا حتی یک جور ارامش داشته باشم. ادم های نامربوط زندگیمو کنار گذاشتم...باید یاد بگیرم که هر چیزی عمری داره و نمیتونم همه چ
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
how would you explain it for someone that has never exprienced it????
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
همیشه هر چى دوره و دست نیافتنى...جذاب تره!
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :

برایم شعر مى خواند

هر مصرعش انگار معشوقه اى قدیمى است

که وقت رفتن

چهل گیس را برده

و چهل شب

اشک

به جا گذاشته

..........

به واژ ها حسادت میکنم

که چگونه 

بوسه هاى مرا دزدیده اند

که ارام ارام

از میان دستان مَنَش

به یغما میبرند

.......

جایی براى عشق نیست

اشعار

معشوقگانِ شاعرانِ خویش اند.

تاریخ ارسال: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت 16:43

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
خشم حس عجبیبیه!! مدت ها بود که تجربه اش نکرده بودم و امروز از شدت خشم نتونستم هیییچ کار مفیدى انجام بدم! چرا؟! چون دارم سعى میکنم خشممو کنترل کنم!چون میدونم باید افسارش دستم بمونه و این کاریه که نیازمند توجه لحظه ایه!!!! یکى از بچه ها دیشب اینجا بود و رفت که بره از خونه اش وسایلشو بیاره که صبح از ای
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :
من  تازیانه ای است که بى هوا بر تن خویش فرو مى آید رنجور تر از همیشه .......... کودک کوچکى که خوب نبود خوبی نبود بدى نبود که کودک بود و نمیدانست اشک هاى بسیارى است بر تنِ سال هاى نیامده ...... کودکى که بازى نمیدانست که بزرگ شده بود بى انکه بداند گاهى انکه به ما زخم میزند دست هاى آشنایی دارد. ..
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22
برچسب‌ها :