تازیانه | بلاگ

تازیانه

تعرفه تبلیغات در سایت

من 

تازیانه ای است

که بى هوا

بر تن خویش فرو مى آید

رنجور تر از همیشه

..........

کودک کوچکى که خوب نبود

خوبی نبود

بدى نبود

که کودک بود

و نمیدانست

اشک هاى بسیارى است

بر تنِ سال هاى نیامده

......

کودکى که بازى نمیدانست

که بزرگ شده بود

بى انکه بداند

گاهى انکه به ما زخم میزند

دست هاى آشنایی دارد.

.....

اینبار خودم را تبرئه میکنم

عذاب من

خودِ منم!

که بى هیچ انصافى

به قضاوت نشسته ام

بى هیچ رحمتى

.......

خدا هم اگر بود

دست نوازشى داشت

....

زخم بس است

تازیانه بس است

اینبار

میبوسمش

به صلح!

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 14:02

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:22