به چرخِ روزگار!
-
تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 0:31
حس غریبى دارم...انگار هر کى رو به یک دلیلى میبینمسین رو بعد این همه زمان با اون دنیاى خاص خودشهانى رو بعد شیش هفت سال...امروز...تو کار سماع و عرفان و ...بعد یهو اون کتاب اشو رو هم بهم بده!!خیلی همه چى عجیبه...امیدوارم رشد کنم و بزرگ شم ولى!!....هانى هم بهم گفت ادم با تو خیلی خودشه...تو این فرصت رو ب
پلنگچال
-
تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 0:31
امروز شیش صبح راه افتادیم و نه و نیم پلنگچال بودیمچه هوایى اقاااعشق!خیلی وقت بود کوه نرفته بودم پاهام اذیت شد یکم ولى...در کل عالى بود!سه ساعت هم اون بالا چرت زدیم!و بعد هم چایى و برگشت...بسى چسبید ها!!!بعد هم که اومدم خونه خاله،پیش مامانى عشق!کلم پلوى خوشمزه هم داد خوردیم و الان هم بعد یه دوش حسابى
Mistakes
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 16:19
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
بهارونه
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 16:19
برنامه هیجان انگیز من بعد دادن امتحان لعنتى فردا(که به طرز بدى دارم پاک میرم سرش!!!)عصرش با بچه ها بریم بیرون...از وقتى گروه هاى بیمارستان جدا شده خیلی ها رو دیگه نمیبینمسه شنبه صبح میخوام با پسردایی برم بیرون...قراره راجع به سروش و دین و اینا یه کم راهنماییم کنهسه شنبه عصر میخوام برم شرکت بادران پی
عجایب جهان!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 0:03
من خودم به تنهاییی الان شاید عجایب هشتم و نهم و دهم جهان باشم اصلا!!!چایی و شیرینى هم خوردیم...حرف زدیم...و هنوز نمیدونم تو کدوم سیاره منو پیدا کردند این دم بهارى
گوگل جان!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 0:03
حقیقتا نمیفهمم که چرا هنوز از گوگل پیدا میشم:((نمیزنه هم که با جستجوى چی میرسن اینجا...ولى حالا میشه خود شماهایی که از گوگل میاید اینجا لطفى کنید و مثلا خودتونو معرفى کنید؟!وبلاگستان به طرز ترسناکى کوچیکه و من نمیخوام اشنا اینجا رو بخونه..پس اگه اشنایید نیاید لطفا:))))
مارگزیده
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 0:03
و وقتى از چیزى گریزانید به سرتان میاید!
گند بدى زدم به زندگیم!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 0:03
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
رمز
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 0:03
پست قبلی رو رمزشو میدم بهتون...ایمیل یا وبلاگ بدید بهم(البته همین دو سه تا خواننده اى که میشناسم فقط)
Ben Affleck از نوع إیرانی
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
امروز یک بیمارستان دیگه بودیم...استاد اصلی ما رو پیچونده و یک رزیدنت بامزه جاش فرستاد که با شتر و کوهان و بازی و اینا واسه ما لوکمى مزمن(نوعی سرطان خون) رو درس داد...خلاقیت این ادم ها بسیار قابل تحسینه!(یاد میم افتادم البته اونم همینجوری همیشه به من درس میداد،هنوز هم واسه همین کلی هاشونو یادمه)خلاصه...
نصف شبانه!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
یدونه ظرف از علی دستم بود،که توش واسم لازانیا داده بود یکدفعه..اونو شکلات ریختم توش و رفتم بهش دادم ..گفت وایسا حرف بزنیم منم بهونه اوردم که کار دارم.گفت الان یعنى میخواستی چیزی جلوى چشمت نباشه از من ؟!گفتم نه اومدم ظرفتو بدمگفت میبینیم همو؟گفتم ایشالله.و حقیقتا فکر نکنم ادامه اش جز خواست هاى خدا با...
سین،الف،واو!!!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
امروز سین اومد اینجا..یعنى اول رفتیم کافه کنار خونه صبحونه خوردیمبعدم یکى دو ساعت اومد بالا و با هم تعریف کردیم...سین دوست صمیمى بچگى هاى منه!که چندین سال با هم رابطه نداشتیم چون اومد تهران از ١٣ سالگى..خیلی خوشحالم که باز میبینمش!دفعه اول تور رفتیم..خیلى یهوىى و بعدش اصلا دیگه فرصت نشد همو ببینیمخ...
کوله پشتى!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
یکى از فانتزی هام اینه که یک بک پکر حرفه اى پیدا شه،بابامو راضى کنه...من عید هیچ هایک کنان برم مسافرت...امان از روزگاران!
قرار
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
اگه یاد بگیریم که قرار مون اخر سر روى شانه هاى خودمونه خیلی حال بهترى خواهیم داشت...یادم میاد پارسال این روزها رو..اسون نبودند..و سخت تر هم شدنداما اخرش چى شد؟!من یاد گرفتم که هر اومدنى از اول رفتنشو هم با خودش میاره!از دست دادن و پذیرفتنش یک هنره!که واسه یادگرفتنش بهاى گزافى رو دادم!درد کشیدم...رنج...
رها رها رها من!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
رها شدمامامثل بوته اى بى ریشه در باد!(رضا کاظمى)همینم من الان..احساس بى ریشگى میکنم!احساس میکنم به هیچى تعلق ندارم!نه به خود قبلیم،نه به خانواده ام ،نه به اعتقاداتم...رهاییه خوبى نیست!ادم ریشه لازم داره واسه اینکه زندگى کنه!دلم تنگ شده واسه اون روزهایی که بى دعا خوابم نمیبرد...که قران رو باز میکردم ...
سرخ!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
خون!اولین امتحان پایان بخش استاجرى!
کى بهار میشه پس؟!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
دیروز امتحان خون دادم...کلى واسه همه همه چى رو توضیح دادم و انقدر از ترس امتحان شفاهى خونده بودم که دیگه دهنم کف کرده بود و اخر شبش سرم سبک شده رسما!!بعد رفتیم و عدل من با بدخلق ترین استاد بخش افتادم شفاهیمو و اونم دق دلیه کم کارى بچه ها طى بخش رو سر ما دراورد و گفت از نو الان شرح حال بنویسید!سوال ه...
سالخوردگى
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 17:33
حالم عجیب خرابهنمیدونم چمه...فکر کنم پیر شدم!همش دلم واسه قدیما تنگه...واسه همه چىاصلا این بوى بهار اشکم رو در میارهنمیدونم چرا انقدر داغونم...البته میدونم خب..ولى چه فایده چه کار میشه کرد..اشتباه کردم و باید خودمو بازهم ببخشمدیگه ولى نمیتونمنمیتونم یک ماهه دارم کلنجار میرم و نمیشهاخه این چى بود عین...
روان درمانی اگزیستنسیالیسم
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 9:43
--u200eجان مینارد کینز میگوید : انچه انسان هدفمند همیشه میکوشد برای خود حفظ کند ، نوعی جاودانگی واهی و دروغین است ،جاودانگی اعمالی که علائقش را در قالب انها در مسیر زمان به جلو میرانداین ادم به جای انکه گربخ اش را دوست داشته باشد،بچه گربه اش را دوست دارددر حقیقت بچه گربه ها را هم دوست ندارد بلکه همی...
داستان نوشت(١)
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 9:43
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]